نترسید بچه ها …!

ما یه معلم هندسه / جبر داریم که معلم و انسان افتضاح خوبی هستن ( که البته توی تصحیح اوراق به طرز وحشتناکی بی رحم میشن!) این خانم *****ی وقتی میخوان واسه شما یه مسئله هندسه یا جبر توضیح بده انقدر از نثر ادبی استفاده میکنن که قیافمون شبیه کلم شده و استاد سعدی جلوشون لنگ میندازه ولی موقع نوشتن یهو قاطی میکنن و محاورات جلال آل احمد رو توی جیب چپشون میذارن دیروز که با ایشون درس داشتیم این جمله رو پای تخته نوشتن و ما هم همه نوشتیم “اگر = به <یا > تبدیل شد، نترسین آن عبارت را…” همون لحظه بود که کلاس دیگه روی زمین نبود و به لطف خدا به ملکوت اعلی پیوست نثر فوق العاده فضایی بود…!

زنگ آخر هم فیزیک بود که مخ معلم محترم را زده و بعد از ۲۰ دقیقه مثه فنری که از جا در رفته باشه شیرجه زدیم توی حیاط معلمون هم از خدا خواسته اومد پاسور والیبال شد! ولی خیلی جالب مخشون تیلیت گشت…!

یکی از بچه ها هم یه عکس ازش گرفتیم شبیه زبونم لال ***غ افتادکه البته من هم امانت دار بود فقط تو فیس بوک و توییترو پیکاسا گذاشتیم :ی که این زیر قابل رویته !

*

پ.س:واقعا ترسیدیم… :ی جمله ای بس تاریخی بود…!

پ.س: البته بیشتر شبیه تیر بود تا فنر ! میبینین چقدر ما درس خونیم ؟

پ.س: عکسو دیدین نترسید این آدمه ! (البته این عکس خیلی سخت و اتفاقی و بس غافلگیرانه یکی از دوستان زحمتش رو کشید در هر صورت دمشون ولرم ! )

خواندن ادامه مطالب

سلام ۱۲۰ درجه ای با طعم املت

نوع‌های مختلفی برای سلام کردن داریم ولی‌ سلام من بالاتر از نقطه جوش آب یعنی‌ ۱۲۰ درجه بپا نسوزی، تاحالا چندین بر واسه اینطوری سلام کردنم مجازات شدم ولی‌ آدم نمی‌‌شم، این وبلاگ خاطرات روزانه و گاه گاهی هم از هزل ها ، جفنگیات و خزعبلات خودم نشات میگیره …

خواندن ادامه مطالب