در سکوتش نیز غلط‌های دستوری وجود داشت. «استانیسلاو یرسی لخ»

از همین دست نوشته‌ها

۷ دیدگاه

  1. خواستم به احترام این مطلب خلاقانه یک دیدگاه ساکت بگذارم اما املت نامه پیام داد که :
    خطا: لطفا دیدگاهتان را بنویسید.
    واقعا زیبا بود…

  2. وززززززز پیف ززززززززززززز ززززززززززززززززززززز پیف ویز ویز زززززززززززز
    اَی بابا ! این خرچسونه رو کی را داد؟
    مهندس جون ! داداش ! هزار بار داداشِت نگفت وختی اَ پنجره میپری تو پشت سرت اون پنجره در به درو ببند سوسک میاد تو؟
    دو دیقه اومدیم به احترام شلغمی سوکوت کنیما !
    اَصن همه جا ساکت بود ناگهان خری گفت…

    بابا شلغمی این نیس مرام لوطیا ( راسّی !یه پر سیبیلتو میدی بذاریم لا دفترچه خاطراتمون؟ خوب بش کود بدی زود بزرگ میشه D: ) نمیگی دل دآشِت هوای این املتکده رو میکنه؟ کرکره رو میکشی میری به امون خدا؟ این سیبیلا پَ واسه چیه؟
    واستا ببینم، اون چیه به سیبیلت ماسیده؟ به! تنها تنهام که املت میزنی؟ پریشبم که آش خوردی؟
    ولی این مرام لوطی نی!
    اَی دل غافل !

    خَیلی مخلصیم،
    زت زیاد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.