سِبیل، معراج مومن است

از همان موقعی که آدم و حوا آمدند رو زمین، حوا اصرار بر گذاشتن سِبیل از طرفِ آدم را داشت. یا نه فرگشت بود؟ از نسل‌های اولیه پسرعموهایِ میمون‌ها دخترعموهای میمون‌ها که هم‌رده‌ی نژادی پسرعمو‌های میمون‌ها بودند و مونث و اتفاقن عمویشان هم دستِ خیری در امور خیریه داشت و در بازار حجره داشت اصرار بر سِبیل گذاشتن مردانشان داشتند.

بگذارید جلوتر بیاییم، شاه عباسِ اول سِبیل‌داران را دوست می‌داشته و بر امر سِبیل‌داری تاکید داشته و شاعر درباری‌اش شعری با این مضمون گفته که:

تراشیدم چو موی ریش از بیخ / «تراش مویم» آمد سال تاریخ

که بر این اساس، سال این ریش تراشی (تراش مویم به حساب ابجد) ۹۹۷ محاسبه می‌شود. سال عمومی شدن این حکم ۱۰۰۷ بوده‌است. علاقه شاه عباس به سبیل گذاشتن مردان به حدی بود که حقوق و دستمزد سپاهیان، به طول ریش آنان مرتبط شد. بدین ترتیب، سبیل‌های بلند و ازبناگوش آویخته رونق یافت. گاه اضافه حقوق سبیل به مردم ولایتی حواله می‌شد و همین حواله موجب شد اصطلاح «باج سبیل» شکل بگیرد.

البته بهتر است این شاعر، شاعری را بگذارد کنار و به غازچرانی مشغول شود. در تاریخ هرکه سِبیل داشت نامش در تاریخ جاودانه شد. از نیچه بگیر، هیتلر، انیشتن وهر کسی که در تاریخ تاثیر گذاشته است بر قدرت سِبیل خود تکیه کرده بوده. حتا آنهایی هم که سِبیل نداشتند مثل کسانی که قطع عضو می‌شوند هنوز حس همان عضو را دارند نسبت به سِبیل نداشته‌ی خود احساس تعلق خاطر می‌کردند و دیده شده بعضی‌هایشان در خفا روغن زیتون بر سِبیل نداشته‌ی خود زده و آن‌را از جانبین می‌مالند.

از فواید علمی سِبیل سخنان بسیار رفته است. دانشمندان اخیرن ثابت کرده‌اند که میزان سرعت مالش سِبیل با افزایش فعالیت سلول‌های خاکستری مغز رابطه عکس دارد و کسانی که اغلب سِبیل خود را می‌مالند دارند به این موضوع فکر می‌کنند که سِبیل‌شان را چطور اصلاح کنند نه در فکر حل مشکل برآیند. پس هر کس را دیدید که در حین حل مشکل داشت سِبیل خود را می‌مالید بدانید او یک فریبنده است. دانشمندان همچنین ثابت کرده‌اند که سِبیل در گردش جریان خون در ناحیه کف‌پا تاثیر می‌گذارد و بدین ترتیب با بلند کردن سِبیل امکان ابتلا به سندروم چانه‌ی بُز کمتر خاهد شد. چرا که بُزها همیشه قبطه‌ی سِبیل داشتن را می‌خورند چون همیشه ریش دارند.

همه‌ی اینها را گفتیم تا بگویم سِبیل راهِ عروجِ مردانِ خداست. سِبیل تنها ماوای تنهای نیک‌اندیشان روزگار است. سِبیل همان است که در معراج همراه مومن خاهد بود. سبیل همان است که در نهایت درماندگی راه‌گشای آسودگی ذهنی شما خاهد بود. سِبیل چند تار موست که از دنیای جادوگران برای «شما» ماگل‌ها ارسال شده است. سِبیل نهایت عشق است یک عشق الهی…ا

از همین دست نوشته‌ها

۸ دیدگاه

  1. اعلام می داریم که آغا جان، چیزی به نام سلول های خاکستری مغز وجود ندارد. دقت بفرمایید که مغز بخشی دارد، در قشرش (!) که خاکستری رنگ است. این بخش تشکیل شده از بخشی از نورون های مغزی (اجتماعی از جسم سلولی نورون های مغزی که این نورون ها همون سلول های مغزی بودندندی). یعنی شما برای فهم بهتر خودت بگو که بخش خاکستری مغز همون سبیل سلول های مغزی ات است. این را گفتیم نه اینکه گفته باشیم، بلکه تا اینکه شیخمان شیخ که هست، هیچ، علامه نیز باشد.

    و نیز اعلام می داریم که نمی دانستیم سبیل این همه مفیدالفایده است. سبیل خاهیم گذاشت ازین پس. و آب و کود به آن خاهیم داد (میشه به صورت اقتصادی عمل کرد و از ترشحات بینی استفاده کرد و با دستمال این آب و کود گران بها رو به فنا نداد و سبیل هارا غنی کرد) و آنگاه که رشد کرد تابش خاهیم داد و افتخار خاهیم کرد به سبیل هایمان. اقتصادی تر هم هست با توجه به اینکه هزینه های آرایشگاهی بالا رفته و در معرض خطر ایدز هم کمتر خاهیم بود)

  2. در اسلام سبیل جایگاهی ندارد و دستور به کوتاه نگه داشتن آن است. تا آنجا که اگر سبیل روی لب آید و هنگام خوردن غذا یا نوشیدنی تر شود نجس است. و دستور به تراشیدن یا لااقل روی لب است.
    اما ریش گذاشتن دارای جایگاه است. حداقل آن تفاوت بین زن و مرد است. با موی کوتاه یا بلند مرد یا زن بودن مشخص نمی شود و در ظاهر افراد موی صورت نشان این تفاوت است.
    گذشته از اینکه فواید بسیاری در گذاشتن ریش از جمله محافظت از مینای دندان و … بیان شده است.
    موفق باشید

  3. این گونه بود که فرقه سیبیلزم چشم به جهان گشود !!
    قفط علما نگفتند اگه فردی که سیبیل داشته و بنا به دلیلی ، عمدتا جبری ، مجبور به آینه کردن شود ، چه تاثیری بر فعالیت و راندمان سلول های احیانا خاکستری میگذارند ! ؟

  4. جالب بود حال معلوم نکردید خانم ها یی که این پست را می پسندند نیز عایا در فرقه ضدسیبیلیسم قرار دارند؟:دی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.