اصلِ پایستگیِ دل‌زدگی

تو زندگی آدم‌هایِ زیادی وارد زندگی‌ات می‌شوند. آدم‌هایی که از آسمان مثل بارشِ کوفته قلقلی می‌افتند یا از تویِ زمین سبز می‌شوند. خلاصه هرجور که فکرش را بکنید و نکنید. این آشنایی‌ها می‌توانند شروع یک دوستی خوب، یا یک نوع زدگی باشند. من با دوستی‌ها کاری ندارم اما دل‌زدگی‌ها…

جالب آنجاست که شما تمامی مدت از دیدِ یک دل‌زده به آن فرد نگاه می‌کنید و تمام آنچه می‌بینید «دل‌زدگی»یست. هر از آنچه که به او فکر می‌کنید به دل‌زدگی‌هایش که به دل‌تان زده است، است نه چیز دیگر! اما من مدتی پیش که با این افرادی که قبلن او را دل‌زده می‌یافتم حرف زدم فهمیدم که چه انسانِ جالبی‌ست! دنیای او نیز شاید نسبت به شما دنیای دوست داشتنی باشد اما یک تفکر اشتباه شاید همه چیز را خراب کند.

فکر کردن به این موضوع که او در کنار دشمنی و نفرت با شما، کلی کار و دغدغه و مشکل دارد چیزی‌ست که شاید او را یک انسان دل‌زده از دیگران مثلِ خود دانستید…

 

 

 

ذیل‌نامه یکم: دقت کردید چقدر متغییر با «دل» داریم؟ دل‌زده، دل‌بَر، دل‌بُر، دل‌بیار، دل‌خورده، دل‌جویده… کلن تمامی افعال با پسوند «دِل» نیز صدق می‌کنند.

از همین دست نوشته‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.