پیرمردِ تنهایِ سالِ نو

صلام! (صلامِ مربوط به سالِ جدید…)

امسال بعد از چند سال دوری از وطن سال تحویلم رو در «ایران-یزد»‌ به سر بردم. برعکس سال‌های پیش که برای «لحظه‌ی تحویل» چقدر استرس و هیجان و … داشتم امسال هیچ حسی نداشتم. کوچیکتر که بودم برای لحظه‌ی سال تحویل چقدر ارزش قائل بودم فکر می‌کردم یکی از مهم‌ترین لحظه‌های زندگیم می‌تونه باشه اما امسال بعد از این نوسانات مغزی موقع تحویل سال داشتم دنبال جورابم می‌گشتم… (!) و بسیار در مورد سوالِ زیر فکر کردم اما دوست دارم نتیجه‌گیری خودتون رو شخصی انجام بدین:

«آیا تغییرِ عقاید ارزش یه سری مسائل رو برامون بی‌معنی می‌کنه یا گذر زمان و گرفتن رنگ تکرار…؟»

+تقریبن یک الی دو ساعت بعد از سال تحویل بهمراه هم‌قطاران سوی میدانِ امیرچخماق راهی شدیم. در بحبوبه‌ی لحظه‌های اولیه سال تحویل هرکسی در جمعِ خود مشغول به کاری بود و همه خنده به لب داشتن یا باهم شوخی می‌کردن. کم می‌شد فردی رو پیدا کرد که تو اون لحظه‌ها خنده رو لبش نباشه. اما پیرمردی با لباسِ نسبتن کهنه و یک تسبیح نظرم رو جلب کرد. مردی که نه خنده به لب داشت و نه کسی رو بهمراه داشت…

پیرمردِ تنها
پیرمردِ تنها

ذیل‌نامه یکم: سالِ نو همه‌ی «املتورهایِ» عزیز خجسته باد.

از همین دست نوشته‌ها

۱۰ دیدگاه

  1. اگر اون لحظه به جای این پیر مرد من جلویِ چشمات بودم قطعاً از من به جای اون عکس میگرفتی!حالا برو سر در گریبان فرو کن و به دلیلش فکر کن!

    +اصولاً من به صحت نوشته هایِ بالا ایمان نمیآورم چون چهره ی پیر مرد معلوم نیست و اینها همه از پیش برنامه ریزی شده!:|

    ++این آخر سالی که نشد املت زیاد بخوریم ایشالله واسه سال جدید دولت یه فکری واسه تورم بکنه!
    پی نوشت!:به جایِ اینکه ما از پله هایِ ترقی بریم بالا؛تورم داره با آسانسور میره بالا!

  2. همیشه یک قسمت از نوشته هات با ابهام درآمیخته!! اما اصولن خیلی مهم نبودن و میشد نادیده گرفت و به خودت بگی حالا اینجاش مهم نیست و از روش بگذری (کاری که در هنگام مطالعه ی دروس مسخره مانند دین و زندگی خیلی به کار میاد!)
    اما این بار خیلی مخم رو داره درد میاره!!

    الآن یعنی چی: گرفتن رنگ تکرار و …؟؟؟
    گمان میرود که میخواستی خیلی خودتو استاد سخن جا بزنی, اما گویا اینجاش تکلف شده!!

  3. سلام سایت خوبی دارین ولی میشه فلسفه ی سلام با ص رو برای من بگید؟ در هیچ جای دنیا سلام با ص وجود ندارد…؟!!!

  4. man 2 sal ek b in darde nemidunam shayad hamin k u migi yani tekrar ya kolan bi hesi dochar shodam.. ghablan vase kheyli chizai k alan barashun arzesh ghael nista arzesh ghael budam… dus nadaram injuri basham asan.. man, mane ghablimo mikham ama nemidunam dobare chejuri mish b dastesh avord!

    1. نه مخاطبِ عزیز؛ نه من «انیشتنم» و نه «صلام» نسبیت است. اما اگر قرار بود «مثال‌»ها، حمل‌کننده‌ی تمامِ بارِ موضوع باشند که دیگر «مثال» نبودند…

      +تا وقتی از چیزی که هنوز نمی‌دونید چی هستش و تا «دیدگاهِ قبلی» جویایِ کیفیات و تعاریفش بودید، اطلاع پیدا نکردید؛ برچسبِ «جوگیری» به اون نچسبونید. متشکرم از لطفتون!

  5. جواب سوالت
    هر کسیو ندونم تورو میدونم که تغییر عقاید باعث شده ارزش یه سری مسایل که چه عرض کنم همه ی مسایل برات بی معنی شه!!!
    سعی کن سوالاتی که به خودت مربوط میشه رو کلی نپرسی شیخ این طوری به هدفت نمیرسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.