با شیخ منور شوید

شیخ -قدس الله روحه العزیز- در مجلسی بنشسته بود خواجه وار و جمع متلمته گردش حل مشکل می کردند. ناگاه مریدی از آن بین که «اسقف پوزیترون» نام همی داشت مسئلت کرد، شیخ را گفت:«شیخا مارا من باب عذاب کن+کور تنویر فرما!» شیخ که گفتی مصیبتی فزون بر وی فرود آمد چندی در بحر تفکر مستغرق همی گشت و مریدان جملگی نعره بر آوردند و شکر سبحان و تعالی گفتند بسیار(!)؛ شیخ که گویی پس از مصیبت افگار همی گشته بود نعره وار بفرمود (!):« پیشینیان این مردم خبط فراوان از ایشان سرزده و پروردگار جبار از بهر متنبه گرداندن این مرزو بوم بفرمود:«این خاک باز کنیم!» و عذابی کن+کور گونه را بر سر ورنایان نازل فرمود و وزیر تعلیم و تربیت نیز نتوانست دفع مضرت عامل بفرماید در حال و سالهاست که این جماعت در این آتش همی بسوزند.» مریدان از این سخت برآشفتند و بسیار بگریستند و مبلغی نعره بفرمودند.

خیرى کن اى فلان و غنیمت شمار عمر/زان پیشتر که بانگ بر آید کن+کور نماند

ذیل نامه یکم:  ۞ متلمته: متصوفه . [ مُ تِ لَ مِ تِ] (ع ص ، اِ) گروه املتی . (مقیاس اللغات املتی).

ذیل نامه دُیُم: مریدان و شیخ علاقه ی فزونی به نعره زدن دارند، خدای حفظشان کناد.

ذیل نامه سیُم: این نوشته مربوط به تاریخ «نهم اردیبهشت یکهزاروسیصدونود» هجری شمسی است.

از همین دست نوشته‌ها

۱ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.