یک دیدگاه

  • اسپالیش کوپولوف سیبیلفسکی گفت:

    بابا داداش،گفتم بیا همین یاشیکا رو ور دار ببر،همین که باهاش اَ “اوپال اینا” عسک گرفتم،بیا همینو ور دار ببر،هیچیش نی! من خودم اون زمون اَ یه دس فوروش خریدم دو زار،یارو می گف مال یه خانم دوکتور بوده فقط باهاش میرفته مطب و بر می گشته ! جون داداش آکِ آکه ! فقط یه همچینی زاویه دیدش با شوما متفاوته مثلن اگه بخوای اَ جولوت عسک بندازی باهاس یه ۴۵ به راس خودتو چرخ بدی،اگه خواستی اَ قد و بالا عسک بیگیری که یه همچیتی به چپ قر بدی ! همین جون دادا.اونم که مسله ای نی ! حل میشه ! اینا که ایراد نی!سرت سالم باشه.
    با سپاس.( اَ این لغتایی که مهندس استعمال میکنه ! 😀 )
    مخلص شلغمی،
    زت زیاد. 
    ته دیگ نبشت افّل : کلاً با مهندس زدیم به تیپ و تاپ هم،دیگه نه من نه مهندس ! الآن ام یه ریفیق “پا” جوریدم به نومِ “آقای دوکتو”.حالا بعدنا همه رو سر فرصت واست میگم.)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اجرا شده توسط: همیار وردپرس