وصل‌هایی که تاری از محاسنشان میخانه ابدی عشاق بوده

وصل‌های امروز ما همه زیر سوال رفته‌اند. هر لحظه اراده کنیم زنگ می‌زنیم به «منظور» و به هر نحوی وصل را زیر سوال می‌بریم. این مسئله من رو به جایی رسوند که گراهام بُل رو هم به لیست سیاه نیوتونی خودم اضافه کنم. وگرنه عصر ارتباطات و اطلاعات سیخی چند زار است وقتی کمر تمام وصل‌های ما زیر بار علامت سوال دارند می‌شکنند.

من زیاد به فیلم‌های قدیمی تمایلی ندارم. اما بخاطر یک پادکست که از دیالوگ و بعضن مونولوگ‌های حضرت خسرو شکیبایی از فیلم «هامون» تشکیل شده بود این فیلم رو دیدم. (در فیلیمو دیدم و خیلی با این سرویس حال کردم!)

وصل هامون زیبا بود. توی کل فیلم از تلاش حمید برای رسیدن علی لذت می‌بردم. اینکه موبایل نداشتند و کوی به کوی به دنبال یار می گشت. از اینکه در تکاپوی وصل بود. تلاش می‌کرد. وصل بی زحمت، وصل نیست. اسمش وصل نیست اصلن نباید باشد. برای وصل باید زحمت کشید باید خون دل خورد. جالب اینجاست اگر وصل هم طولانی شود وصل نیست. یه جورایی کل عظمت وصل در هجر است. اینکه تمام ادبیات عاشقانه ما بر پایه های استوار وصل بنا شده‌اند و تمام محوریت داستان‌هاش از وصل سخن می‌گه نشون می‌ده عشاق سینه چاک بعد از وصل چیزخاصی بهم ندارن بگن.

برای وصل‌هایتان احترام قائل باشید. اگر امروز انقدر سهل‌الوصول شده‌اند ارزش‌شان از بین رفته‌است. وگرنه جد و آباد وصل‌هایتان پیرهای خراباتی بودند که تاری از محاسنشان میخانه ابدی عشاق بوده:

راضی شدم به یک نظر اکنون که وصل نیست/آخر بدین محقرم ای دوست دست گیر
سعدی

از همین دست نوشته‌ها

۸ دیدگاه

  1. گاهی ادم فکر می کنه که :
    زحمت بکشی
    عرق بریزی
    برای رسیدن به وصل
    و وقتی برسی
    اون وقت ببینی ارزش اون همه عرق رو نداشته
    نا امید می شی
    همان بهتر که وصال نباشد ولی امید وصال باشد
    چون زحمت وصل از خود وصل شاید ارزشمند تر باشه
    و همین امید وصل رو ازشمند تر می کنه از خود وصل

  2. انتظار دیدن این جملات رو از هر عاقلی میشد داشت جز شیخ! خوشحالیم که شیخ رو به فهم می رود!

  3. بابا شما اصلن چه می دونید وصل چیه که دارید در موردش حرف می زنید . مثل اینه که یکی که تا حالا غیر نون بربری چیزی نخورده در مورد بستنی وانیلی با توت فرنگی نظر بده

  4. خب این وصل درهمین حد وصل USB به پورت USB که گفتی الان عالی ترین حد وصل درعالم بشریت است و درواقع فقط یکی درحد شلغم الدین سمنانی و ما سنجدها و هویج ها و ترب ها می تونن اونو تجربه کنن دیگر – شما دیگه بخونید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.